****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
مسلم ‌ابن‌ عقیل‌

واحد

(به سبك از کودکی سینه می‌زنم)

(یازده شب)

 

من پیک خون خدا هستم

در به در کوچه ها هستم

تنها و بی کس گرفتار

این مردم بی وفا هستم

کاش می نوشتم ، نامه به آقا

نیا که کوفه شهر نیرنگ و فریبه

کاش می نوشتم ، نامه به آقا

اینجا کسی که با علی باشه غریبه

کوفه خودش کرببلاس

شهر غم و رنج و بلاس

مهمون کشی اینجا رواس

کوفه نیا آقای من

******

من گرچه غمگین و دلگیرم

راضی از این درد و تقدیرم

شد عزت ، و افتخار من

که با لب تشنه می میرم

باکی ندارم ، من از شهادت

وقتی که جونم نذر شاه عالمینه

این اشک و آه و ، دلشوره من

تنها برای داغ طفلان حسینه

حالا که در تاب و تبم

ذکر حسینه رو لبم

دلنگرون زینبم

کوفه نیا آقای من


************************

ورود کاروان به کربلا

 

خیمه نزن ای حبیب من

ای آشنای غریب من

ترسم از اینه بشه اینجا

درد جدایی نصیب من

آشفته حالم ، دلشوره دارم

داغ تو رو حس می کنم بر روی دوشم

حس می کنم که ، تو این بیابون

باید برای ماتمت مشکی بپوشم

می میرم اینجا از غمت

از غربت و یار کمت

از ناله دم به دمت

خیمه نزن برادرم

******

می سوزم از سوز آه تو

جونم فدای نگاه تو

باور ندارم که می بینم

با این چشام قتلگاه تو

انگار برادر ، دارم می بینم

که قامتت از ماتم سقا شکسته

انگار برادر ، دارم می بینم

اون لحظه ای که شمر روی سینت نشسته

انگار می بینه خواهرت

خنجر به روی حنجرت

جدا شده از تن سرت

خیمه نزن برادرم

 

************************

 حضرت رقیه (س)

 

عمه چرا بوی نون اومد

از چشمت اشک روون اومد

حسی بهم می گه که بابام

اومد ولی بی نشون اومد

دلتنگ بابام ، چیزی نمیخوام

چرا آوردن پیشم این طشت غذارو

می شه نگیری ، چشمامو عمه

هر جوریه باید ببینم من بابارو

این چیه تو طشت طلا

خوش اومدی سلام بابا

دیر اومدی پیشم چرا

بابای خوب من حسین

******

عمه برام گریه می کنه

واسه موهام گریه می کنه

شبها همش از کبودی ی

پلک چشام گریه می کنه

یادم نمی ره ، می گفتی بابا

موی سر دختر باید بلند بمونه

سرم شکست و ، موهای من سوخت

حالا دیگه گل سر من لخته خونه

بال و پرم مرهم می خواد

پلک ترم مرهم می خواد

زخم سرم مرهم می خواد

بابای خوب من حسین

 

************************

طفلان حضرت زینب (س)

 

تنها و بی کس برابرم

می بینمت ای برادرم

تا پای جون با تو می مونم

من وعده دادم به مادرم

هر چی که دارم ، آوردم اینجا

تا که یه لحظه غم نبینم توی چشمات

دسته گلامو ، آقا قبول کن

تا که بشن تو کربلا عصای دستات

یار غریب و بی کسم

بسکه برات دلواپسم

می گیره راه نفسم

برادر غریب من

******

رخت شهادت به تن دارن

جوشن ندارن کفن دارن

حالا که در محضر توام

چشم امید سوی من دارن

می جوشه خونم ، توی رگاشون

شوق شهادت رو ببین توی نگاشون

دلداده هستن ، آزاده هستن

ذکر امیری یا حسینه رو لباشون

آقا بزار پرپر بشن

برای تو بی سر بشن

آبروی مادر بشن

برادر غریب من

 

************************

 عبدالله ابن الحسن

 

واویلتاه قتلگاه غوغاس

خیلی عمو بی کس و تنهاس

باید منم نیزه بردارم

حالا سر پیکرش دعواس

دارم می بینم ، بارون تیر و

نیزه می‎‌باره رو سر عمو حسینم

چی کار کنم من ، که لشکر شمر

افتاده جون پیکر عمو حسینم

عمه رهام کن تا برم

میاد صدای دلبرم

صدای زهرا مادرم

جونم فدای تو عمو

******

روی تنت پر شده خاشاک

افتادی اینجا چرا صد چاک

من انتقامت رو می گیرم

خون خدا ای شه افلاک

پیش نگاهت ، می‌جنگم حالا

یا خون قاتل های تو بریزه یا من

دستم فدای ، لبهای تشنت

از این به بعد جسارت سه شعبه با من

رو جسم تو فدا شدم

آیینه ی سقا شدم

بی دست کربلا شدم

جونم فدای تو عمو

 

************************

 قاسم ابن الحسن

 

سر بند یا فاطمه بستم

شیر افکنه ضربه ی شصتم

شاگرد رزم اباالفضلم

من قاسم بن الحسن هستم

تو کربلام تا ، که جای بابا

جنگ جمل بر پا کنم جای مدینه

طوفان شده باز ، تو سینه ی من

خون تموم این سپاه پای مدینه

من لشگر خون خدام

غیرت می باره از چشام

خون علی ی تو رگام

من مجتبای کربلام

******

آه ای عمو من کمین خوردم

زخم جگر روی زین خوردم

برس به فریاد سربازت

از روی مرکب زمین خوردم

تا که نفس هست ، بیا کنارم

تا روی ماهت رو دم آخر ببینم

اما عمو جون ، طاقت ندارم

نمی تونم تو رو با چشم تر ببینم

ببین چقد زیبا شدم

 چه خوش قد و بالا شدم

بگو ازت رضا شدم

من مجتبای کربلام

 

************************

 حضرت علی اصغر (ع)

 

داره می سوزه دلم علی

از داغ تو حاصلم علی

می دونی که عاقبت می شه

شرمندگی قاتلم علی

دارم می سوزم ، که پیش دریا

این خیمه ها حتی یه قطره آب نداره

شاید اگر تو ، دووم بیاری

از آسمون کربلا بارون بباره

لبهای تو گلگون شده

جسم تو نیمه جون شده

کار سپاه آسون شده

لای لای علی لای لای علی

******

با قلب خون می برم تو رو

ای غنچه ی پرپرم تو رو

زیر عبا می برم حرم

ای طفلک بی سرم تو رو

چی کار کنم من ، کجا برم من

جون می ده مادرت اگر تو رو ببینه

پشت یه خیمه ، یا توی صحرا

باید تو رو خاکت کنم راهم همینه

شرمنده ام من از رباب

کشته تو رو یه قطره آب

لای لای علی آروم بخواب

لای لای علی لای لای علی

 

************************

 حضرت علی اکبر (ع)

 

حرفی بزن ای علی با من

می میرم از داغت اینجا من

ای قوت زانوی بابا

افتادی افتادم از پا من

از جا بلند شو ، هستی لیلا

هیچ کی به فریاد من تنها نمیاد

می خوام تو رو باز ، بغل بگیرم

اما دیگه دستای من بالا نمیاد

دنبال تو در به درم

داره می سوزه جگرم

عمه رسیده از حرم

ای وای علی اکبرم

******

اینجا تو رو کوفیا زدن

با کینه با نیزه ها زدن

یاد غم مادر افتادم

تا که تو رو بی هوا زدن

هر جا که میرم ، گل داده جسمت

باید چقد لاله از این صحرا بچینم

آه ای علی جان ، سخته که تنها

جسم تو رو میون این عبا بچینم

سخته تو رو ای اکبرم

به سمت خیمه ببرم

باید بیان اهل حرم

ای وای علی اکبرم

 

******************************

 حضرت عباس (ع)

 

افتادی و لشکرم افتاد

افتادی و خواهرم افتاد

ادرک اخا گفتی و دیدم

تو قتلگاه مادرم افتاد

وقتی برادر ، افتادی از زین

شد از غمت خاک دو عالم بر سر من

جسمت برادر ، به هم می ریزه

بلند نشو به احترام مادر من

آه ای برادر پا نشو

این دم آخر پا نشو

می میره مادر پانشو

سقای دشت کربلا

******

تنها امید قیام من

پشت و پناه خیام من

تا که تو هستی حرم امنه

ای ذوالفقار نیام من

حالا که جسم ، تو روی خاکه

انگار داره پشت همه عالم می لرزه

ای غیرت الله ، چشماتو وا کن

دور و بر خیمه پر از چشمای هرزه

گر چه شده دستات قلم

تکیه بزن به این علم

دشمن رسیده به حرم

سقای دشت کربلا


************************

 شب عاشورا

 

اومد شب آخر حسین

دلواپس خواهر حسین

با چشم تر مثل پروانه

می گرده دور سر حسین

صحرا گرفته ، بوی جدایی

می باره اشک فاطمه از چشم زینب

تو اوج گریه ، با هر بهونه

می‌بوسه زینب حنجر حسین و امشب

غوغاییه تو کربلا

از آسمون خیمه ها

می باره بارون عزا

واویلتاه واویلتاه

******

شد کربلا غرق اشک و آه

داره برا شاه بی سپاه

یه مادر قد خمیده ای

روضه می خونه تو قتلگاه

روضه می خونه ، از داغ فردا

از پیکری که میره زیر سم مرکب

روضه می خونه ، از خیمه سوزان

از گریه های معجر رباب و زینب

می خونه از شتاب تیر

از اصغر بدون شیر

از گریه ی بابای پیر

واویلتاه واویلتاه

 

************************

 قتلگاه امام حسین (ع)

 

هر جوریه پاشو برادر

از قتلگاه زینب و ببر

موندن میون نامحرما

سخته برا دختر حیدر

پشت پناهم ، پاشو کمک کن

باید برم خیمه ولی می لرزه زانوم

چشای خیسم ، سیاهی میره

نمی زاره از جا بلند شم درد پهلوم

برات بمیره خواهرت

خاکی شده موی سرت

جدا شد از هم پیکرت

برادر غریب من

******

رو خاکی ای آسمون چرا

از پهلوهات می ره خون چرا

جسمت همه رفته به غارت

می گرده این ساربون چرا

چشمت زدن ای ، غریب مادر

این جای سنگ چیه رو پیشونیت نشسته

عوض شده وای ، حالت دستات

انگار تموم استخوناتم شکسته

فدای تو هر چی دارم

دیگه توونی ندارم

این نیزه رو در بیارم

برادر غریب من


دریافت سبك




موضوعات : برادر محسن طالبی پور، واحد (محرم و صفر)، مسلم ابن عقیل، ورود کاروان به کربلا، حضرت رقیـه(س)، طفلان حضرت زینب(س)، عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، حضرت علی اصغر(ع)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، شب عاشورا، قتلگاه امام حسین(ع) ،