****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
شب عاشورا

واحد

(به سبك شب آخر شد و)

دو شب

 

شب آخر شد و حالم و ، ببین دلم درده

ببین آتیش گرفته دلم ، ولی تنم سرده

نمیشه باورم حرفت حرف رفتنه

آخرین شب منه در کنارت میشینم

نگیر امشب داداش از ، خواهر نگاهتو

فردا روی ماهتو روی نیزه میبینم

دستم داداش به دامنت ، تو رو ازم بگیرنت

باید عزا بگیرم

دیدم تو خواب یه بی حیا ، گرفته موتو ازقفا

آخ من برات بمیرم

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا

******

جوری حرف میزنی انگار عمر تو به دنیا نیست

تشنه ای مگه آب مهر مادر تو زهرا نیست

نمی تونم داداش خون حنجر تو رو

اشک مادر تو رو ، توی صحرا ببینم

چه جوری تن سقای لشکر تو رو

جسم اکبر تو رو ارباً اربا ببینم

هوا سرت رو داشته باش ، بگم چه میکنن داداش

با ما یه صبح تا ظهر

میشی دیگه از من جدا ، سرت میشه از تن جدا

فردا یه صبح تا ظهر

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا

******

خواهرم بعد من اینها روز و شب نمیفهمن

سنان و خولی و حرمله ادب نمیفهمن

میذارن تو دل من ، غمهای عالم و

اشکای رقیه مو ، بعد من در میارن

میخندن تا میبینن من ناله میزنم

حتی دیگه از تنم پیرهن در میارن

تو هستی دختر علی ، گوشواره میدزدن

 ولی صبر تو رو ندزدن

طاقت بیاری خواهرم ، این بی حیاها توحرم

دنبال اجر و مزدن

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا


*************************

شام غریبان

 

شده خاک عزا بر سرم برادرم میگفت

سرت اومد داداش حرفایی که مادرم میگفت

وضوی خون گرفتی خوندی نماز تو ، شمر با خنده راز تو

کربلا مهر و موم کرد

چه بد رو سینه ت افتاد ، سوز و گداز تو ، چشم نیمه بازتو

دید و کار و تموم کرد

به خون خضاب شد ریشتو ، گفتم بمونم پیش تو

شمر و سنان نشستن

تا کشتنت بی معطلی ، رو شون به ما وا شد ولی

دستای ما رو بستن

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا

******

خودم دیدم با نعلا زدن به موی تو شونه

نگفتن پسر دختر پیمبرشونه

خاک غم می وزه در ، صحرای کربلا ، شد سر از تنت جدا

سهم من شد اسارت

پر شده بین این دشت ، عطر تن حسینم

پیراهن حسینم رو بردن به غارت

غارت شدی غارت شدم ، دیدم با چشمای خودم

چیزی برات نذاشتن

شد قتلگاه دریای خون ، نیزه رو نیزه بی امون

توی تن تو کاشتن

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا

******

چی بگم هنر کوفه رو که سابقه دارن

برای غارت خیمه ها مسابقه دارن

به کم راضی نمیشن ، گوشواره میبرن

هم گهواره میبرن ، هم خلخال پا رو

الهی که نبینی از روی نیزه ها ، حال و روز و زینب و

این زن و بچه ها رو

شهید شدی اسیر شدم ، از غصه ی تو پیر شدم

دلم صداتو میخواد

شدم دیگه دست به عصا ، حالا دیگه ام المصائبی

بهم چه میاد

واویلا ، کربلا کربلا کربلا کربلا


دریافت سبك




موضوعات : برادر مظاهر کثیری نژاد، واحد (محرم و صفر)، شب عاشورا، شام غریبـان،