****حسینیه نوحه****برای دسترسی كامل به سبك‌های مناسبت‌های مختلف، می‌توانید از فهرست موضوعات سبك‌ها كه در سمت راست پایگاه حسینیه نوحه وجود دارد استفاده نمایید****حسینیه نوحه****
حضرت رقیه (س)

واحد

(به سبك پاشو كمك كن زینب و)

(چهار شب)

 

حالا که پیشم اومدی ، چشماتو وا کن

با چشمای مهربونت من رو نگا کن

باغم پره نیلوفره روی سرم خاکستره

چند روزیه عمه دیگه سه ساله تو راه میبره

هر وقت صدا کردم تورو ، تاوان شو دادم بابام

دندون شیری نمیخام تو رو میخام

لکنت گرفتم ، رنگم پریده

عیبی نداره ، بابام رسیده

بابا حسین جان

******

 یک روز عمو جون رو دیدم ، رو نی نشسته

بابا از اون روز دل من خیلی شکسته

دیدم عمو جون خسته بود خون رو چشاش نشسته بود

اما چرا دور سرش دستمال سرخی بسته بود

هر موقع که سرنیزه ای ، روی تنم کاری میشد

خون سرش رو صورتش جاری میشد

موهای مشکیم ، دیگه سفیده

پاشو بریم که وقتش رسیده

بابا حسین جان

 

**************************

حضرت علی اکبر (ع)

 

وا کن چشای خستتو جوون بابا

حالا که غربت از چشام روون بابا

ای گل یاس پرپرم بلند شو از جا پسرم

آغوش من بازه برات تو رو به خیمه ببرم

موندم علی ی اکبری یا که علی ی اصغری

از تو برام مونده فقط بال و پری

خون لخته ها رو می زنم کنار

تو فقط یه بار اسممو بیار

پاشو پسرم

******

یاسی ولی نیلوفری شده تن تو

زیر لگد ها مادری شده تن تو

نمک زده ماتم تو دوباره زخمای منو

داغ تو وا کرده علی به مدینه پای منو

پاشو ببین سر نیزه ها دارن سرم داد می زنن

دارن به سوی خواهرم داد می زنن

کاشکی جوونا کمک بیارن

باباتو هم تو عبا بزارن

پاشو پسرم

 

**************************

حضرت عباس (ع)

 

داداش نذار من بی کس و تنها بمونم

تنها میون لشگر گرگا بمونم

تو که بری از بین ما می پاشه از هم لشگرم

چقد تنت کوچیک شده چی کار کنم وای کمرم

اشکای زهرا رو ببین خواهر تنها رو ببین

دور و بر حرم نامردا رو ببین

ای علمدارم باید برگردم

چاره ندارم باید برگردم

آه و واویلا

******

بابا چرا تنها شدی عمو کجا رفت

معلومه از چشمات دیگه از پیش ما رفت

از وقتی که رفته عمو این خیمه ها ریخته به هم

کارم شده بابا فقط گریه کنار معجرم

تو خیمه ها آوارم و توی دلم غم دارم و

دادم به عمه باباجون گوشوارمو

من آب نمی خوام برگرد عمو جون

بی کسه بابام برگرد عمو جون

آه و واویلا

 

**************************

قتلگاه امام حسین (ع)

 

پاشو کمک کن زینب و افتاده از پا

نمی زاره برگردم این بارون اشکا

حالم برادر درهمه اگه بمیرم باز کمه

تنهایی بین قتلگاه دورم پر از نامحرمه

از ترس این نامحرما توی دلم داد می زنم

باور نمی کنی دارم جون می کنم

تنهای تنهاس ناموس حیدر

برس به دادم مردم برادر

سالار زینب

******

دارم می سوزم حاصلم آتیش گرفته

هم چادرم هم این دلم آتیش گرفته

دوباره غرق خواهشم می بوسمت آروم بشم

با اینکه دیدم تو رو باز ولی دارم درد می کشم

می شه برام گریه کنی با ناله هام گریه کنی

می شه برای غصه هام گریه کنی

تکیه کنم من به کی برادر

می خورم زمین شبیه مادر

سالار زینب

 

دریافت سبك




موضوعات : برادر محسن طالبی پور، واحد (محرم و صفر)، حضرت رقیـه(س)، حضرت علی اكبر(ع)، حضرت عبـاس(ع)، قتلگاه امام حسین(ع) ،